توسعه پايدار بنا به تعريفي که در گزارش کميسيون جهاني محيط زيست و توسعه آمده عبارت است از: " توسعه اي که نيازهاي نسل حاضر را برآورده کند، بي آنکه بر توان نسل هاي آينده براي برآورده ساختن نيازهايشان لطمه وارد سازد. فعاليت براي توسعه پايدار معنايي بسيار فراتر از دست نخورده گذاشتن منابع مادي در آمد زا يافته است در توسعه نه فقط منابع مادي بلکه منابع انساني نيز بايد نگهداري شود. فعاليت براي توسعه پايدار را نمي توان با عرصه هاي مرتبط با آن به ويژه امنيت ملي و بين المللي، حقوق بشر، اعمال انسان دوستانه و ... جدا کرد. توسعه پايدار به دست مردم و با مشارکت آنان به وجود مي آيد. موازين بين المللي نيز مشارکت مردمي را از اصول توسعه پايدار دانسته و اين مشارکت در تمام مراحل توسعه اعم از اقتصادي، اجتماعي، اکولوژيکي و سياسي براي تضمين پايداري ضروري است. بي صلح ماندگار، از توسعه پايدار نيز نشاني نخواهد بود، بدون امنيت نمي توان براي توسعه پايدار برنامه ريزي کرد. توسعه پايدار يعني توسعه اي درونزا براي برکندن ريشه هاي محروميت و تنگدستي. صلح و محيط زيست که در رسيدن به توسعه پايدار نقش اساسي دارند، به همه و يکايک افراد مربوط مي شود و فهماندن آن به کساني که به اسم مردم تصميم مي گيرند، همه و همه هنگامي امکان پذير است که در پرتو آموزش از گهواره تا گور براي همگان، هر شخص از توانايي تصميم گيري مستقل و آزاد برخوردار باشد. جامعه انساني به مرحله اي از گذار تاريخي خود گام نهاده است که در تعارض ميان فعاليت هاي انساني و محدوديت هاي زيست محيطي نشان دارد. بنابراين جامعه انساني بايد الگوي نويني از توسعه را که بر مفهوم تداوم پذيري منطبق باشد شکل دهد و قواعد اخلاقي متناسب با اين توسعه را تبيين مي کند. جامعه انساني ... راهي جز خلق شيوه هاي نوين توليد و مصرف ندارد، آدمي بايد دريابد که نمي تواند ارباب عالم باشد و بر طبيعت سيطره يابد، بلکه صرفا ميهمان يا پشتکار با محيط زيست است و از رهگذر آموزش است که انسان بايد يادبگيرد شريک و کمک محيط زيست باشد. در دنياي کنوني که از بين بردن حقوق محيط زيست بسيار گسترده در حال انجام است، فرهنگ سازي حمايت و حفاظت از آن بر پايه و اصول توسعه پايدار بسيار مهم و ضروري است .
توسعه پايدار چگونه توسعهاي است؟
توسعه پايدار، توسعهاي است به سمت بهره برداري همه جانبه و كلي از منابعطبيعی به نحوي كه اين منابع و امكانات اوليه براي حيات نسلهاي آينده هم قابلبهره برداري باشد
به عبارت ديگر توسعه پايدار، توسعهاي است كه نيازهاينسل حاضر را براورده سازد بدون اين كه توانايي نسل آينده را در براورده كردننيازهايشان دچار مشكل كند.
به اين ترتيب توسعه پايدار دو هدف اساسي را مد نظر قرار ميدهد
توسعه پايدار چگونه توسعهاي است؟
توسعه پايدار، توسعهاي است به سمت بهره برداري همه جانبه و كلي از منابعطبيعی به نحوي كه اين منابع و امكانات اوليه براي حيات نسلهاي آينده هم قابلبهره برداري باشد
به عبارت ديگر توسعه پايدار، توسعهاي است كه نيازهاينسل حاضر را براورده سازد بدون اين كه توانايي نسل آينده را در براورده كردننيازهايشان دچار مشكل كند.
به اين ترتيب توسعه پايدار دو هدف اساسي را مد نظر قرار ميدهد
تامين نيازهاي اساسي مردم
پايداري و حفاظت از منابع طبيعي
در اين راستا وزارت جهاد کشاورزی حفظ، احياء، توسعه و بهره برداري از منابعطبيعي تجديد شونده را رمز توسعه پايدار كشور
پايداري و حفاظت از منابع طبيعي
در اين راستا وزارت جهاد کشاورزی حفظ، احياء، توسعه و بهره برداري از منابعطبيعي تجديد شونده را رمز توسعه پايدار كشور
خصوصاً در مناطق روستايي ميداند و به عنوان يكي از متوليان اصلي، اين امر را در صدر اهداف و برنامه ريزيهايخود قرار داده است و در صورت انجام يك برنامه ريزي جامع و هماهنگ با اهدافتوسعه يا در حول محور حفظ، احياء توسعه و بهره برداري از منابع آب، خاك،پوشش گياهي و ساير منابع تجديد شونده خواهد توانست روند فزاينده تخريبمنابع طبيعي را كند و يا متوقف نمايد. بديهي است حفظ منابع طبيعي تجديد شوندهپیس از آنکه در مقايسه با بخشهاي صنعت و خدمات، نياز به سرمايه گذاريهايكلان و اجراي پروژههاي عظيم داشته باشد. محتاج نگرشها و برنامه ريزيهايجامع و هماهنگ فرابخشي و فرا سازماني است و همكاري و هماهنگي همهارگانهاي ذيربط دولتي و بهره برداران خصوصي را در چهارچوب يك عزم ملينياز دارد. خوشبختانه در برنامه ريزيهاي كلان كشور بخش محيط زيست وتوسعه پايدار نيز اهميت خود را پيدا كرده است به طوري كه در زمينههاي مختلف، بخش جداگانهاي تحت عنوان محيط زيست و توسعه پايدار در جامعه بايد به يكفرهنگ تبديل شود. فرهنگ توسعه پايدار را نميتوان از بالا به پايين به جامعه تزريقكرد، بلكه بايد باورهاي جامعه بر اين فرهنگ استوار شود. در اين خصوص گنجينهارزشمند فرهنگ ملي و باورها و ارزشهاي اصيل همراه با آموزش و ترويج درسطوح مختلف كشور به ويژه در مدارس، دانشگاهها، مزارع، كارخانهها و درسطوح مختلف جامعه با استفاده از تجارب موفق جهاني از ساز و كارهاي مطمئندر دستيابي به توسعه پايدار است. آموزش بايد در اولويت قرار گيرد و در همينزمينه دانشمندان و استادان با ارائه كتابها، مقالات، سخنرانيها و صدا و سيما بانمايش فيلمها و تبليغات و مروجين با رفتن به روستاها و تشكيل كلاسهاياموزشي و... نقش اساسي دارند مشاركت مردمي در تصميم گيريها و نقش فعالآنها نبايد در اين مجموعه فراموش شود. شركت فعال بانكها در سهيم شدن ومشاركت مالي به ويژه با نرخ آهنگ مناسب و وامهاي كم بهره براي شركت فعال دربخشهاي منابع طبيعي و كشاورزي و دامپروري كه در آغاز بازده اقتصاديكمتري نسبت به ديگر بخشهاي اقتصادي دارند، از كارهاي اساسي ديگر است. بهطور كلي اگر فرايند توسعه به نحوي جهتگيري شود كه حداقل ضرر و زيان را براي منابع طبيعي داشته باشد اين يك جريان مداوم و پايدار خواهد بود. يعني اگربتوانيم يك بهره وري كافي و در عين حال قابل اعتماد براي نسلهاي آينده داشتهباشيم و اين پايداري را به نحوي تداوم بدهيم كه تعادل منابع طبيعي را بر هم نزند ميتوانيم نسبت به دستاوردهاي آن خوشبين باشيم.
نهادهای مورد نیاز توسعه پایدار
موضوع توسعهء پايدار، از چالشهاي مهم پيشروي كشورهاي درحال توسعه است. توسعهء پايدار فقط با تمركز بر رشد اقتصادي حاصل نميشود، بلكه كشورهاي در حال توسعه براي رسيدن به توسعهء پايدار، بايد نهادهاي موجود را تقويت و نهادهاي مورد نياز را ايجاد كنند. هر حركت جدي در جهت كاهش فقر، مستلزم رشد پايدار اقتصادي ازمنظر افزايش بهرهوري و درآمد در كشورهاي در حال توسعه است. علاوه بر رشد اقتصادي عوامل ديگري نيز بايد توسعه يابند. توسعهء پايدار فقط با تمركز بر رشد اقتصادي حاصل نميشود، بلكه موضوعات اجتماعي و زيستمحيطي نيز نقش مهمي دارند. اگر تحولات اجتماعي و زيستمحيطي در رشد اقتصادي ناديده گرفته شوند، رشد اقتصادي در بلندمدت در مخاطره قرار خواهد گرفت. اگر موضوعات زيستمحيطي و اجتماعي ناديده گرفته شوند و يا در اولويت پايينتري نسبت به رشد قرار گيرند، معضلات و مشكلات طي زمان انباشته خواهد شد و پيامدهايي به دنبال خواهد داشت كه در افقهاي كوتاهمدت سياستگذاري اقتصادي تجلي نمييابد. موضوع توسعهء پايدار، ارتقاي رفاه انساني درطول زمان است. برخورداري از فرصت و توانايي لازم براي بهبود زندگي لازم از طريق دسترسي به بهداشت، آموزش و لوازم آسايش و آرمش، بدون شك يكي از جنبههاي رفاه است. اين كه افراد احساس كنند كه داراي ارزش هستند، جنبه ديگري از اين مفهوم است. اين احساس از طريق روابط خانوادگي، اجتماعي و مشاركت در اجتماع، تقويت ميشود. همچنين برخورداري از امنيت فيزيكي، آزاديهاي سياسي و مدني نيز، وجه ديگر مفهوم رفاه را تشكيل ميدهد.
شناختن قدر و ارزش محيط زيست طبيعي و وارد نكردن خسارت جبران ناپذيري كه فرآيندهاي طبيعي دستاندركار توليد و بازسازي اين مجموعهء طبيعي را دچار نقصان سازد، بستر ديگري براي ايجاد رفاه است. در واقع، اظهارنظر شخصي افراد در مورد شادماني و رضايتمندي در زندگي با تمامي عوامل عجين است.توانايي جامعه براي تقويت رفاه انسانها درطول زمان، تابعي از افراد، بنگاهها،جوامع و دولتها در چگونگي استفاده و تبديل داراييهايي است كه در اختيار دارند. افزايش رفاه بشر بر اساس پايداري، محتاج مديريت تركيبي داراييهاي جامعه است. داراييهاي گوناگون، ويژگيهاي متفاوتي دارند و اين امر، جانشيني آنها در فرآيند توليد و افزايش رفاه انسان را محدود ميكند. پايداري چيست؟كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (كميسيون برانت لند1987) پايداري را; آن نوع پيشرفت كه نيازهاي نسل حاضر را بدون كاهش توانايي نسل آينده براي پاسخگويي به نيازهاي خود، تامين كند، تعريف كرد. تعاريف اخير، اغلب براصل اخلاقي برابري بين نسلي صحه گذاشته و بر اجبار اخلاقي نسل حاضر بر تضمين شرايطي براي نسل آينده كه حداقل، كيفيت زندگي آنان به خوبي نسل فعلي باشد، تاكيد ميكنند.تعاريف اخير با وضوح بيشتري بر سه محور پايداري اقتصادي، زيستمحيطي و اجتماعي متمركز شدهاند. تاكيد اين محورها بر اين است كه نهتنها بايد مسايل زيستمحيطي يا حتي جنبههاي زيستمحيطي و اقتصادي، بلكه جوانب اجتماعي پايداري را مدنظر قرار داد، البته انديشه و تفكر در مورد پايداري اجتماعي، هنوز به اندازهء دو محور ديگر پيشرفت نكرده است اما واضح است كه فشارها و تنازعات اجتماعي ميتواند آن چنان گسستي در انباشت يا نگهداشت كل داراييها ايجاد كند كه رفاه بين نسلي را به مخاطره اندازد. يكي از رويكردهاي مهم براي تفكر در مورد رفاه بين نسلها اين است كه تضمين كنيم مصرف در طول زمان كاهش نيابد اما براي دستيابي به اين هدف، چه شرايطي بايد ايجاد كرد؟ ادبيات نظري موجود نشان ميدهد كه توانايي يك كشور براي حفظ جريان مصرف، به تغيير در موجودي دارايي يا ثروت جامعه بستگي دارد. رفاه بين نسلي فقط در صورتي افزايش مييابد كه ثروت در طول زمان افزايش يابد، يعني پساندازهاي خالص تعديل شده كشور، مثبت باشد. براي اينكه رفاه نسل آينده كاهش نيابد، بايد سطح مناسبي از برخي داراييها به ويژه آن دسته از داراييها را كه پس از كاهش، تجديدناپذير هستند و در رفاه نسل آينده به طور مستقيم اثر گذارند- فراهم آوريم، البته در طول زمان تركيب داراييهايي كه رفاه انسان را رقم ميزند ميتواند تغيير كند، بنابراين مفهوم پايداري نيز در طول زمان متحول ميشود. توسعهء پايدار مستلزم اقدام در تمام بخشها و رشتهها، شامل آب، انرژي، بهداشت، كشاورزي و تنوع زيستي است. كشورهاي در حال توسعه بايد نهادهاي خود را تقويت كنند، جامعيت بيشتر در دسترسي به داراييها را بهبود بخشند و شفافيت بيشتر در مديريت منابع به صورت كارآمدتر را تضمين كنند. اغلب مشكلات، اساسا بين بخشي بوده و شدت آنها در مناطق مختلف متفاوت است و در نتيجه ارايه و تاييد مجموعهاي از اقدامات در مراحل اوليه، داراي اهميت است، ولي تحقق آنها نيازمند ابزارهاي نهادي است تا بتوانند در بخشهاي مختلف استفاده شود. دستيابي به تمام اهداف گسترده بخشي، مستلزم تشخيص مساله، تصميمگيري با پيامدهاي توزيعي و هماهنگي و تداوم انجام تعهدات است. اين تواناييهاي عملكردي مستلزم اين است كه نهادها براي هماهنگي در داخل و بين كشورها توسعه يابد. مطالعات نشان ميدهد كه حتي با وجود نهادهاي ناقص نيز پايهگذاري بسياري از نوآوريهاي نهادي كه قبلا ارايه شدهاند، امكانپذير و حتي الزامي است. اصلاحات بنيادي، مستلزم بهبود نهادهايي است كه به تدريج تكامل مييابند.
راهبردهاي عملی استفاده پایدار از مراتع
ـ اصلاح نظام بهرهبرداري از منابع طبيعي (منابع پايه توليد) و مهار عوامل ناپايداري منابع از طريق
ارتقاي شاخصهاي توسعهيافتگي جوامع روستايي و عشاير به منظور كاهش وابستگي اين افراد به بهرهبرداري از جنگلها و مراتع
كاهش اتكاي دامهاي وابسته به مراتع كشور از طريق اجراي طرحهاي تعادل دام و مرتع، زمينهسازي براي تبديل دامداريهاي سنتي و متحرك به دامداريهاي صنعتي و نيمهصنعتي (ثابت)، افزايش توليد زراعي و صنعتي
نهادهای مورد نیاز توسعه پایدار
موضوع توسعهء پايدار، از چالشهاي مهم پيشروي كشورهاي درحال توسعه است. توسعهء پايدار فقط با تمركز بر رشد اقتصادي حاصل نميشود، بلكه كشورهاي در حال توسعه براي رسيدن به توسعهء پايدار، بايد نهادهاي موجود را تقويت و نهادهاي مورد نياز را ايجاد كنند. هر حركت جدي در جهت كاهش فقر، مستلزم رشد پايدار اقتصادي ازمنظر افزايش بهرهوري و درآمد در كشورهاي در حال توسعه است. علاوه بر رشد اقتصادي عوامل ديگري نيز بايد توسعه يابند. توسعهء پايدار فقط با تمركز بر رشد اقتصادي حاصل نميشود، بلكه موضوعات اجتماعي و زيستمحيطي نيز نقش مهمي دارند. اگر تحولات اجتماعي و زيستمحيطي در رشد اقتصادي ناديده گرفته شوند، رشد اقتصادي در بلندمدت در مخاطره قرار خواهد گرفت. اگر موضوعات زيستمحيطي و اجتماعي ناديده گرفته شوند و يا در اولويت پايينتري نسبت به رشد قرار گيرند، معضلات و مشكلات طي زمان انباشته خواهد شد و پيامدهايي به دنبال خواهد داشت كه در افقهاي كوتاهمدت سياستگذاري اقتصادي تجلي نمييابد. موضوع توسعهء پايدار، ارتقاي رفاه انساني درطول زمان است. برخورداري از فرصت و توانايي لازم براي بهبود زندگي لازم از طريق دسترسي به بهداشت، آموزش و لوازم آسايش و آرمش، بدون شك يكي از جنبههاي رفاه است. اين كه افراد احساس كنند كه داراي ارزش هستند، جنبه ديگري از اين مفهوم است. اين احساس از طريق روابط خانوادگي، اجتماعي و مشاركت در اجتماع، تقويت ميشود. همچنين برخورداري از امنيت فيزيكي، آزاديهاي سياسي و مدني نيز، وجه ديگر مفهوم رفاه را تشكيل ميدهد.
شناختن قدر و ارزش محيط زيست طبيعي و وارد نكردن خسارت جبران ناپذيري كه فرآيندهاي طبيعي دستاندركار توليد و بازسازي اين مجموعهء طبيعي را دچار نقصان سازد، بستر ديگري براي ايجاد رفاه است. در واقع، اظهارنظر شخصي افراد در مورد شادماني و رضايتمندي در زندگي با تمامي عوامل عجين است.توانايي جامعه براي تقويت رفاه انسانها درطول زمان، تابعي از افراد، بنگاهها،جوامع و دولتها در چگونگي استفاده و تبديل داراييهايي است كه در اختيار دارند. افزايش رفاه بشر بر اساس پايداري، محتاج مديريت تركيبي داراييهاي جامعه است. داراييهاي گوناگون، ويژگيهاي متفاوتي دارند و اين امر، جانشيني آنها در فرآيند توليد و افزايش رفاه انسان را محدود ميكند. پايداري چيست؟كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (كميسيون برانت لند1987) پايداري را; آن نوع پيشرفت كه نيازهاي نسل حاضر را بدون كاهش توانايي نسل آينده براي پاسخگويي به نيازهاي خود، تامين كند، تعريف كرد. تعاريف اخير، اغلب براصل اخلاقي برابري بين نسلي صحه گذاشته و بر اجبار اخلاقي نسل حاضر بر تضمين شرايطي براي نسل آينده كه حداقل، كيفيت زندگي آنان به خوبي نسل فعلي باشد، تاكيد ميكنند.تعاريف اخير با وضوح بيشتري بر سه محور پايداري اقتصادي، زيستمحيطي و اجتماعي متمركز شدهاند. تاكيد اين محورها بر اين است كه نهتنها بايد مسايل زيستمحيطي يا حتي جنبههاي زيستمحيطي و اقتصادي، بلكه جوانب اجتماعي پايداري را مدنظر قرار داد، البته انديشه و تفكر در مورد پايداري اجتماعي، هنوز به اندازهء دو محور ديگر پيشرفت نكرده است اما واضح است كه فشارها و تنازعات اجتماعي ميتواند آن چنان گسستي در انباشت يا نگهداشت كل داراييها ايجاد كند كه رفاه بين نسلي را به مخاطره اندازد. يكي از رويكردهاي مهم براي تفكر در مورد رفاه بين نسلها اين است كه تضمين كنيم مصرف در طول زمان كاهش نيابد اما براي دستيابي به اين هدف، چه شرايطي بايد ايجاد كرد؟ ادبيات نظري موجود نشان ميدهد كه توانايي يك كشور براي حفظ جريان مصرف، به تغيير در موجودي دارايي يا ثروت جامعه بستگي دارد. رفاه بين نسلي فقط در صورتي افزايش مييابد كه ثروت در طول زمان افزايش يابد، يعني پساندازهاي خالص تعديل شده كشور، مثبت باشد. براي اينكه رفاه نسل آينده كاهش نيابد، بايد سطح مناسبي از برخي داراييها به ويژه آن دسته از داراييها را كه پس از كاهش، تجديدناپذير هستند و در رفاه نسل آينده به طور مستقيم اثر گذارند- فراهم آوريم، البته در طول زمان تركيب داراييهايي كه رفاه انسان را رقم ميزند ميتواند تغيير كند، بنابراين مفهوم پايداري نيز در طول زمان متحول ميشود. توسعهء پايدار مستلزم اقدام در تمام بخشها و رشتهها، شامل آب، انرژي، بهداشت، كشاورزي و تنوع زيستي است. كشورهاي در حال توسعه بايد نهادهاي خود را تقويت كنند، جامعيت بيشتر در دسترسي به داراييها را بهبود بخشند و شفافيت بيشتر در مديريت منابع به صورت كارآمدتر را تضمين كنند. اغلب مشكلات، اساسا بين بخشي بوده و شدت آنها در مناطق مختلف متفاوت است و در نتيجه ارايه و تاييد مجموعهاي از اقدامات در مراحل اوليه، داراي اهميت است، ولي تحقق آنها نيازمند ابزارهاي نهادي است تا بتوانند در بخشهاي مختلف استفاده شود. دستيابي به تمام اهداف گسترده بخشي، مستلزم تشخيص مساله، تصميمگيري با پيامدهاي توزيعي و هماهنگي و تداوم انجام تعهدات است. اين تواناييهاي عملكردي مستلزم اين است كه نهادها براي هماهنگي در داخل و بين كشورها توسعه يابد. مطالعات نشان ميدهد كه حتي با وجود نهادهاي ناقص نيز پايهگذاري بسياري از نوآوريهاي نهادي كه قبلا ارايه شدهاند، امكانپذير و حتي الزامي است. اصلاحات بنيادي، مستلزم بهبود نهادهايي است كه به تدريج تكامل مييابند.
راهبردهاي عملی استفاده پایدار از مراتع
ـ اصلاح نظام بهرهبرداري از منابع طبيعي (منابع پايه توليد) و مهار عوامل ناپايداري منابع از طريق
ارتقاي شاخصهاي توسعهيافتگي جوامع روستايي و عشاير به منظور كاهش وابستگي اين افراد به بهرهبرداري از جنگلها و مراتع
كاهش اتكاي دامهاي وابسته به مراتع كشور از طريق اجراي طرحهاي تعادل دام و مرتع، زمينهسازي براي تبديل دامداريهاي سنتي و متحرك به دامداريهاي صنعتي و نيمهصنعتي (ثابت)، افزايش توليد زراعي و صنعتي
ممانعت از كشت و كار محصولات زراعي سالانه در اراضي شيبدار و تبديل ديمزارهاي كم بازده به مراتع دست كاشت
توسعه فعاليتهاي تفرجگاهي و اكوتوريسم در استفاده و بهرهبرداري از عرصههاي مرتعي و بيابان
ارتقاي شناخت ارزشهاي اجتماعي، اقتصادي و اكولوژيكي مراتع كشور
توسعه سوختهاي فسيلي در جوامع روستايي و عشايري به منظور كاهش استفاده از چوب و هيزم براي تأمين انرژي
الزام بهرهبرداران از منابع طبيعي به احيا و بازسازي آن
ـ ارتقاي مشاركتهاي مردمي در مديريت پايدار ( برنامهريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي) مراتع از طريق:
پيوند زدن منافع حاصل از بهرهبرداري و اجراي طرحهاي منابع طبيعي با منافع و معيشت جوامع محلي بهرهبردار از اين منابع
شناسايي دانشهاي بومي و لحاظ نمودن آنها در سياستگذاري و برنامهريزي مراتع به عنوان مكمل روشهاي علمي مديريت منابع طبيعي
رعايت حقوق عرفي جوامع محلي در مديريت عرصههاي منابع طبيعي
ارتقاي سطح آگاهيهاي عمومي با تأكيد بر گروههاي اثرگذار بر مراتع
تقويت نهادها و تشكلهاي غيردولتي منابع طبيعي و محيط زيستي و توسعه اختيارات آنان در اجرا، ارزيابي و پايش اقدامات انجام شده
هماهنگي بين مجموعه دستگاههاي اجرايي اثرگذار بر عرصههاي منابع طبيعي با اعمال مديريت يكپارچه و نظاممند بر منابع طبيعي كشور از طريق:
تهيه و تدوين برنامههاي توسعه و يكپارچه حوزههاي آبخيز و تعيين نقش و جايگاه هر يك از دستگاههاي مسئول
تشكيل شوراها و كميتههاي هماهنگكننده اجراي برنامههاي توسعه و برقراري ارتباط منطقي با روستاييان و جوامع محلي
ـ اعمال ديدگاههاي آمايشي براي تعيين كاربري اصولي عرصههاي جنگلي و مرتعي در فرايند توسعه كشور از طريق:
تدوين ضوابط و معيارهاي استفاده از اراضي جنگلي و مرتعي براي كاربريهاي مختلف در فرايند توسعه كشور
شناسايي توان طبيعي اكوسيستمهاي مختلف جنگلي و مراتع كشور و طبقهبندي آنها براي تعيين اولويتهاي كاربري (تهيه تقشه كاربري اراضي در چهارچوب نيازهاي بلندمدت توسعه كشور)
تطبيق كاربريهاي موجود با كاربريهاي مطلوب نقشه آمايش سرزمين و ساماندهي كاربريهاي ناسازگار موجود
ايجاد و ارتقاي عزم ملي در حفاظت و احياي منابع طبيعي كشور از طريق
فرهنگ سازي و تنوير افكار عمومي به منظور تبيين جايگاه و ارزشهاي مراتع و مديريت پايدار اين منابع (با استفاده از روشهايي مانند ايجاد شبكههاي راديو ـ تلويزيوني و يا افزايش ساعات پخش برنامههاي زيستمحيطي، افزايش دروس مرتبط با منابع طبيعي در دورههاي آموزشي و نظير آنها)
تدوين، تكميل و اصلاح قوانين و مقررات لازم براي دستيابي به اهداف حفاظت و بهرهبرداري پايدار از منابع جنگلها و مراتع
پيشبيني ساز وكارهاي مناسب براي برخورد قاطع با متخلفين از قوانين منابع طبيعي
تأمين منابع سرمايهگذاري لازم با اختصاص درصد مشخصي از منابع حاصل از بهرهبرداري از منابع تجديدناپذير براي حفاظت، احيا و توسعه منابع طبيعي تجديدپذير (جنگلها و مراتع)
بهبود وضعيت حفاظت، احيا و توسعه اكوسيستمهاي مرتعي از طريق:
بازنگري (تكميل و اصلاح) طرحهاي موجود مديريت مراتع با رعايت ملاحظات زيستمحيطي و مسائل اقتصادي ـ اجتماعي و با تأكيد بر مديريت توليدات غيرچوبي و تنوع زيستي
توسعه پوشش سطوح تحت طرحهاي مديريت جنگلها و مراتع
شناسايي مناطق مستعد براي احياي مراتع
توسعه تحقيقات كاربردي و فناوريهاي نوين در احيا و توسعه پوشش گياهي متناسب با شرايط ايران
الزام دستگاهها و مجريان طرحهاي اقتصادي به اختصاص بخشي از منابع سرمايهگذاري به توسعه پوشش گياهي در محدوده اجراي طرح
استفاده از روشهاي مختلف اگروفارستري متناسب با وضعيت اراضي
پيشبيني سازوكارهاي مناسب براي حمايت و تشويق سرمايهگذاري در اجراي طرحهاي مرتعداري
ـ ايجاد و تقويت سيستمهاي پايش و ارزيابي تغييرات ايجادشده در جنگلها و مراتع از طريق:
توسعه و تقويت بانك اطلاعات جنگلها و مراتع و مستندسازي آمار و اطلاعات پايه (نقشهها)
تقويت جوامع محلي، گروهها و سازمانهاي غيردولتي و مشاركت آنان در نظارت و ارزيابي طرحهاي جنگلداري و مرتعداري
كنترل و مساحي منظم و دورهاي مراتع از نظر شاخصهاي كمي و كيفي
ـ حفاظت و ارتقاي تنوع زيستي و ذخاير ژنتيكي گياهي از طريق:
شناسايي اكوسيستمهاي بكر و كمتر تخريبيافته و تهيه و اجراي طرحهاي حفاظت پايدار اين اكوسيستمها
شناسايي و حمايت از گونههاي گياهي در معرض نابودي
اختصاص بخشي از عرصه مراتع به عنوان مناطق شاهد و حفاظتشده در طرحهاي اجرايي جنگلداري و مرتعداريافزايش سطوح
توسعه فعاليتهاي تفرجگاهي و اكوتوريسم در استفاده و بهرهبرداري از عرصههاي مرتعي و بيابان
ارتقاي شناخت ارزشهاي اجتماعي، اقتصادي و اكولوژيكي مراتع كشور
توسعه سوختهاي فسيلي در جوامع روستايي و عشايري به منظور كاهش استفاده از چوب و هيزم براي تأمين انرژي
الزام بهرهبرداران از منابع طبيعي به احيا و بازسازي آن
ـ ارتقاي مشاركتهاي مردمي در مديريت پايدار ( برنامهريزي، اجرا، نظارت و ارزيابي) مراتع از طريق:
پيوند زدن منافع حاصل از بهرهبرداري و اجراي طرحهاي منابع طبيعي با منافع و معيشت جوامع محلي بهرهبردار از اين منابع
شناسايي دانشهاي بومي و لحاظ نمودن آنها در سياستگذاري و برنامهريزي مراتع به عنوان مكمل روشهاي علمي مديريت منابع طبيعي
رعايت حقوق عرفي جوامع محلي در مديريت عرصههاي منابع طبيعي
ارتقاي سطح آگاهيهاي عمومي با تأكيد بر گروههاي اثرگذار بر مراتع
تقويت نهادها و تشكلهاي غيردولتي منابع طبيعي و محيط زيستي و توسعه اختيارات آنان در اجرا، ارزيابي و پايش اقدامات انجام شده
هماهنگي بين مجموعه دستگاههاي اجرايي اثرگذار بر عرصههاي منابع طبيعي با اعمال مديريت يكپارچه و نظاممند بر منابع طبيعي كشور از طريق:
تهيه و تدوين برنامههاي توسعه و يكپارچه حوزههاي آبخيز و تعيين نقش و جايگاه هر يك از دستگاههاي مسئول
تشكيل شوراها و كميتههاي هماهنگكننده اجراي برنامههاي توسعه و برقراري ارتباط منطقي با روستاييان و جوامع محلي
ـ اعمال ديدگاههاي آمايشي براي تعيين كاربري اصولي عرصههاي جنگلي و مرتعي در فرايند توسعه كشور از طريق:
تدوين ضوابط و معيارهاي استفاده از اراضي جنگلي و مرتعي براي كاربريهاي مختلف در فرايند توسعه كشور
شناسايي توان طبيعي اكوسيستمهاي مختلف جنگلي و مراتع كشور و طبقهبندي آنها براي تعيين اولويتهاي كاربري (تهيه تقشه كاربري اراضي در چهارچوب نيازهاي بلندمدت توسعه كشور)
تطبيق كاربريهاي موجود با كاربريهاي مطلوب نقشه آمايش سرزمين و ساماندهي كاربريهاي ناسازگار موجود
ايجاد و ارتقاي عزم ملي در حفاظت و احياي منابع طبيعي كشور از طريق
فرهنگ سازي و تنوير افكار عمومي به منظور تبيين جايگاه و ارزشهاي مراتع و مديريت پايدار اين منابع (با استفاده از روشهايي مانند ايجاد شبكههاي راديو ـ تلويزيوني و يا افزايش ساعات پخش برنامههاي زيستمحيطي، افزايش دروس مرتبط با منابع طبيعي در دورههاي آموزشي و نظير آنها)
تدوين، تكميل و اصلاح قوانين و مقررات لازم براي دستيابي به اهداف حفاظت و بهرهبرداري پايدار از منابع جنگلها و مراتع
پيشبيني ساز وكارهاي مناسب براي برخورد قاطع با متخلفين از قوانين منابع طبيعي
تأمين منابع سرمايهگذاري لازم با اختصاص درصد مشخصي از منابع حاصل از بهرهبرداري از منابع تجديدناپذير براي حفاظت، احيا و توسعه منابع طبيعي تجديدپذير (جنگلها و مراتع)
بهبود وضعيت حفاظت، احيا و توسعه اكوسيستمهاي مرتعي از طريق:
بازنگري (تكميل و اصلاح) طرحهاي موجود مديريت مراتع با رعايت ملاحظات زيستمحيطي و مسائل اقتصادي ـ اجتماعي و با تأكيد بر مديريت توليدات غيرچوبي و تنوع زيستي
توسعه پوشش سطوح تحت طرحهاي مديريت جنگلها و مراتع
شناسايي مناطق مستعد براي احياي مراتع
توسعه تحقيقات كاربردي و فناوريهاي نوين در احيا و توسعه پوشش گياهي متناسب با شرايط ايران
الزام دستگاهها و مجريان طرحهاي اقتصادي به اختصاص بخشي از منابع سرمايهگذاري به توسعه پوشش گياهي در محدوده اجراي طرح
استفاده از روشهاي مختلف اگروفارستري متناسب با وضعيت اراضي
پيشبيني سازوكارهاي مناسب براي حمايت و تشويق سرمايهگذاري در اجراي طرحهاي مرتعداري
ـ ايجاد و تقويت سيستمهاي پايش و ارزيابي تغييرات ايجادشده در جنگلها و مراتع از طريق:
توسعه و تقويت بانك اطلاعات جنگلها و مراتع و مستندسازي آمار و اطلاعات پايه (نقشهها)
تقويت جوامع محلي، گروهها و سازمانهاي غيردولتي و مشاركت آنان در نظارت و ارزيابي طرحهاي جنگلداري و مرتعداري
كنترل و مساحي منظم و دورهاي مراتع از نظر شاخصهاي كمي و كيفي
ـ حفاظت و ارتقاي تنوع زيستي و ذخاير ژنتيكي گياهي از طريق:
شناسايي اكوسيستمهاي بكر و كمتر تخريبيافته و تهيه و اجراي طرحهاي حفاظت پايدار اين اكوسيستمها
شناسايي و حمايت از گونههاي گياهي در معرض نابودي
اختصاص بخشي از عرصه مراتع به عنوان مناطق شاهد و حفاظتشده در طرحهاي اجرايي جنگلداري و مرتعداريافزايش سطوح
ذخيرهگاههاي مرتعي
منبع
جناب آقاي دكتر حميدرضا عدل
توسعه پایدار و جغرافیا (حمید رضا وجدانی ) , http://www.hr-vojdani.blogfa.com/
0 comments:
Post a Comment