زمين سبز بود؛ به سبزي بهشت و رودخانه تميز و شفاف و زلال، و طبيعت با بارش هر باران از شادابي و طراوات لبريز ميشد. سالها گذشت. جمعيت شهر رو به فزوني گذاشت. خانههاي تازه ساخته شد و به جاي درختان سرسبز، كارخانهها جان گرفتند. چرخهاي توليد كارخانه كه به كار افتاد، فاضلاب صنعتي را به ميان آب رودخانه جاري ساخت. آن وقت ماهيهاي كوچك و بزرگ، ذرات آلوده كنندة آب را با آب ششهايشان تنفس كردند و گروه گروه جان باختند. آب، خاك و هواي آلوده، نفس درختان را نيز قطع كرد و اكنون ما در اين زمين كه با دستهاي خودمان، خاكسترياش كردهايم، هر لحظه شاهد مرگ سبزي و سبزينگي،پاكي و شادابي و در نهايت هستي و زندگي هستيم.
اين بحران در كشور ما بسيار جدي و فراگير به چشم ميخورد. براي مثال در مناطق كليدي و شاخصي همچون پارك ملي گلستان و منطقة حفاظت شدة جهاننما، ذخاير حيات وحش ما نسبت به دهة 50 به يك چهارم و در مقايسه با دهة 60 به نصف تقليل يافته است. به عبارت ديگر، ذخيرة كنوني جمعيت حيات وحش كشور ما 25% دهة 50و 50% دهه 60 است !
حال چه بايد كرد؟ و چگونه ميتوان بار ديگر آسمان را آبي و زمين را با رنگهايي زنده و شاداب رنگآميزي نمود و حيات و زندگي را به طبيعت ايران بازگرداند؟
كارشناسان منابع طبيعي با بررسي علم اكولوژي، حل مسائل زيستمحيطي، ارائه طرحهاي عملي براي حفظ و توسعه پوشش گياهي، بهرهبرداري صحيح از اراضي مطابق با قابليت آنها، توسعه فعاليت آبخيزداري و مديريت آب و خاك، تلاش ميكنند تا اين آرزو را محقق سازند
گرايش مرتع و آبخيزداري
در گرايش مرتع و آبخيزداري دانشجويان ميآموزند كه با توجه به امكانات آبي، خاكي، اقليمي، زمينشناسي و پوشش گياهي چگونه ميتوان از عرصه منابع طبيعي، به ويژه از مراتع موجود، بيشترين بهره را برد براي مثال با توجه به پوشش گياهي يك منطقه، چه مقدار ميتوان دام وارد منطقه كرد و چه مقدار عرصه كشاورزي داشت؟ همچنين به ياري مديريت آبخيزداري ميتوان از مسائلي مثل سيلاب و خشكسالي كه ضررهاي هنگفت اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي دارد، جلوگيري كرد. به عبارت ديگر، كارشناس اين رشته با تقويت پوشش گياهي، اصلاح آبراههها و بانكتزدن (ايجاد خطوط افقي بر روي دامنة كوهها و تپهها و كاشت نهال) ميتواند از فرسايش خاك و ايجاد سيلاب جلوگيري كند.
اهميت اين مسأله زماني آشكار ميشود كه بدانيم كشور ما به دليل پيشروي شنهاي روان به مناطق مركزي و شرقي كشور، در معرض بيابانزايي قرار دارد. همچنين فرسايش خاك، موجب پرشدن مخازن سدها و آسيبرساني جدي به اين منابع ارزشمند ميگردد. به همين دليل، لازم است به ياري متخصصان مرتع و آبخيزداري، از فرسايش آب و خاك جلوگيري كرد و در جهت اصلاح و توسعه مراتع قدم برداشت.
موقعيت شغلي در ايران :
شرط اول حيات اقتصادي ـ سياسي هر كشور، استقلال و وجود نيروي انساني متعهد، متفكر و كاردان است. زيرا نيروي انساني لايق و كاردان ميتواند با استفاده از قدرت تصميمگيري و استقلال و برنامهريزي خوب دولت، از عامل دوم؛ يعني منابع سرشار خدادادي از قبيل آب، خاك، جنگل، مرتع براي بهبود زندگي و رفاه مردم و جامعه بهرهبرداري كند. به عبارت ديگر تعادل اين دو عامل، شرط مطلوب و اساسي بهرهوري بهينه و تداوم حيات يك جامعه است.
كارشناسان منابع طبيعي نقش مهمي در ايجاد تعادل بين اين دو عامل دارند. زيرا از يك سو، عامل مهمي در حفظ و گسترش منابع طبيعي هستند و از سوي ديگر، نحوة استفاده و بهرهبرداري بهينه از اين منابع را ميدانند.
براي مثال، فارغالتحصيلان گرايش مرتع و آبخيزداري ميتوانند با برنامهريزيهاي صحيح و نظارت بر حسن اجراي آنها و آموزش به منظور اصلاح و توسعه مراتع، جلوگيري از فرسايش آب و خاك و پر شدن مخازن سدها و تثبيت شنهاي روان، نقش بسيار مهمي در حفظ و گسترش منابع طبيعي از قبيل مرتع، آب و خاك داشته باشند.
در كل فارغالتحصيل توانمند اين رشته، فرصتهاي شغلي مناسبي در شركتهاي دولتي، خصوصي و نيمهخصوصي مرتبط با وزارت نيرو، وزارت جهاد كشاورزي، مؤسسه تحقيقات مرتع، مؤسسه تحقيقات خاك و حفاظت آبخيزداري، سازمان جنگلها و شركتهاي مشاورة منابع طبيعي دارد.
No comments:
Post a Comment